زندگینامه و آغاز فوتبال
نام: علی
شهرت: پروین
محل تولد: تهران
متولد: 1325
فرزند: احمد
قد: 169 سانتیمتر
رنگ چشم: سبز
فرزند ششم خانواده (دارای 3 برادر و 4خواهر)
کتاب تاریخ ایران نام مردان زیادی را درصفحات خود بایگانی کرده است. تاریخ ورزشیایران نیز چنین حالتی دارد، اما در این میان نامچند نفر بیش از دیگران با گوش ما آشناست. نفراول به طور حتم کسی نیست جز "جهانپهلوانتختی". بعد از او به جرات میتوان گفت،ورزشکاری با شهرت علی پروین پا به این عرصهنگذاشته است. استمرار حضور او در فوتبالایران، چه در نقش بازیکن و چه در لباسمربیگری، باعث شده تا خرد و کلان و پیر و جوانبا او آشنا باشند. پروین هر چند این اواخر بهخاطر مسائل پشت پرده حاکم برفوتبال ایران، بهویژه باشگاه پرسپولیس، احترام بایسته را تجربهنکرد، اما اعتبار او به قدری است که تمام وقایعمنفی، خللی برمحبوبیت و معروفیت او واردنکرده است. افتخارات بینظیر و بیشمار وی، ازاو چهرهای منحصر به فرد ساخته است، اما نکتهجالب در مورد علی پروین، اسطوره شده ویاست. طبق قانون حاکم برسرنوشت انسانهایبزرگ، در هر زمینهای، شاهد اسطوره شدن آنانبعد از مرگشان هستیم، اما علی پروین شکر خدازنده است و در سلامتی کامل به اسطوره فوتبالایران تبدیل شده است. هیچ ورزشکاری را درایران و چه بسا در آسیا نمیتوان یافت کهافتخارات او را کسب کرده باشد.
با این مقدمه قصد داریم از این شماره یکپاورقی در نوع خود خاص، در مورد علی پروینبنویسیم. دیگر این که در این مقال سعی شده کمتربه زندگی فوتبالی علی پروین پرداخته شود و باحاشیه کمی با زندگی شخصی او، دوستان،بچههای محل خانواده و... بیشتر آشنا شویم.زندگی غیر فوتبالی او، به اندازه افتخاراتشجذاب و خواندنی است.
کوچه غربیون بازار
بازار تهران یکی از قدیمیترین محلههایتهران میباشد و علی پروین در یکی از کوچههایهمین بازار قدیمی به دنیا آمده است. کوچهایکه علی در آن چشم به دنیا گشود، "غریبان" نامداشت. البته او در این محل حضور چندانینداشت و به خاطر شغل پدر، اعضای خانوادهاشمحل زندگی را بارها تغییر دادند که آخرین محلدر دوران کم سن سالی پروین، محله "دولاب"بود.
علی پروین فرزند ششم خانواده 10 نفری"حاج احمد" به شمار میرفت، اما از نظرخصوصیاتی که داشت، تبدیل به چهره اولخانواده شد. سوم تیرماه سال 1325 روزی بودکه افسانه فوتبال ایران; علی پروین چشم به جهانگشود. هر افتخاری که از ذهن شما بگذرد، او بهآن دست یافته است. البته تواناییهای او فقط بههمین افتخارات ورزشی ختم نمیشود; بلکه ویصاحب خصوصیاتی بوده و هست، که او را ازدیگران متمایز میکند. در چشم او خیره شدن ودروغ گفتن محال است; چون با لبخند میگوید:"بی خیال"
كودك 10 ساله و بيگانه با شكست
با دوچرخه خود از دور پیدایش میشود.چشمان سبز او باعث شده تا به او "علی زاغی"بگویند. بچههای محل با دیدن دوچرخه سواریاو در جامیخکوب میشوند. همه اهل محل باچشمان باز و البته دهان بازتر، نظاره گر هنرنماییکودکی 10 ساله هستند. او با دوچرخهاشلبجوی آبی، که عمیق به نظر میرسد، مثل یکبندباز به جلو میراند و آنقدر روی کارش تمرکزدارد که متوجه اطراف نیست. کافی است چرخجلو درون جوی بیفتد فرمان دوچرخه،دندانهای جلوی علی زاغی 10 ساله را بهشکمش بفرستد; یعنی همان بلایی سرش بیاید کهسربرخی از بچههای محل آمد، اما کسی شکستخوردن او را ندیده است.
این بود سرآغازی برمعروفیت علی پروین قصهما. بزرگترهای محل هرگز او را نصیحتنمیکردند; چرا که معتقد بودند "این بچه انرژیفوق العادهای دارد، نگاهش نافذ است و تا کاریرا بلد نباشد، دست به انجام آن نمیزند".
هیچکس نمیتواند ادعا کند این پسر 10 ساله،که بعدها به اسطوره فوتبال ایران و البته یکی از 3نفر اول تاریخ ورزش تبدیل شد، الگویی داشتهاست. خود پروین نیز چنین حرفی را تایید میکندو از الگویی فنی، ورزشی سخن به میان نمیآورد.آری الگوی او خودش بود. جالب این که حتیبچههای بزرگتر از علی، در محل دولاب تهران،پروین را الگوی خود میدانستند. هرکجا پامیگذاشت، دور و برش شلوغ میشد. البته کسیاین کوچولوی خوشبخت را روزها در محلنمیدید. صبح زود سرکار میرفت و غروب بهخانه برمیگشت. وقتی خدا بیامرز احمد پروین،(پدر علی پروین) او را برای یاد گرفتن یک حرفهپیش دوست طلاسازش برد، تنها چند هفته ازسرکار رفتن فرزندش نمیگذشت که استادکاراندیگر، به فکر تصاحب این شاگرد زرنگ افتادند.
دست پروين نمي لرزد
نشاندن نگین روی انگشتر، یکی از مراحلسخت حرفهای است که علی پروین آن را بهعنوان شغل خود انتخاب کرده بود. همانطور کهخواندید او در این حرفه خیلی زود به یکاستادکار تبدیل شد و علت اصلی این امر هم،نلرزیدن دست وی بود. پروین با چنان دقتینگین را روی انگشتر مینشاند که تعجب استادش رابرمیانگیخت. او برای کار حتی از ذرهبین هماستفاده نمیکرد; چون چشمانش به حد کافیتیزبین بود.
با هر یک از دوستان آن روزهای علی پروینکه همکلام شوید، به این نتیجه میرسید که پرویناستعداد بالایی در یادگیری داشته است. به قولمعروف ذهنش همه آنچه را که استاد میگفت،بدون پس و پیش شدن حتی یک "واو" بایگانیمیکرد. به قول دوستانش نیز، علی زاغی اگرادامه تحصیل میداد، به طور حتم به یکی ازمردان درجه یک ایران تبدیل میشد اما چونآن زمان درس و مشق اهمیت این روزها رانداشت و بیشتر مردم به خاطر مشکلات اقتصادیبه دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از آب بودند،پروین نیز کار و کاسبی را از سن پایین شروع کرد.البته فراموش نکنید که حاج احمد پروین مردثروتمندی بود و علی احتیاجی به کارکردن، آنهم در سن پایین نداشت، اما در آن زمان چنینرسم بود که بچهها، به ویژه پسران، از سن پاییندنبال یاد گرفتن حرفهای میرفتند، تا در آیندهگرفتار مشکلات اقتصادی نشوند; به همین دلیلعلی پروین خیلی زود از درس و مدرسه جدا شدو این در حالی اتفاق افتاد که او به خاطر هوشسرشارش تعجب معلمان خود را نیز برانگیخته بود.
اولین بار که با توپ فوتبال آشنا شد، انگار نیمهگمشده خود را یافته بود. وقتی 4 یا 5 ساله بود،قبل از اینکه با توپ بازی کند، به آن خیره میشدو مدت زمان زیادی آن را نگاه میکرد. با یکتوپ میتوانست از کله سحر تا اذان ظهر بازیکند. در ضمن او از همان دوران کودکی کاپیتانبچههای محل بود و کسی اصلا به خود اجازهنمیداد در جایی که علی زاغی حضور داشت،حرف از کاپیتانی بزند. البته او خود هرگز ادعایکاپیتانی نمیکرد، اما خداوند به او نیرویی دادهبود که همه را به سوی خود جذب میکرد و البتهتواناییهایش نیز سرشار بود; چنانچه همان طورکه میدانید او بعدها کاپیتان بیجانشین سالهایپرافتخار پرسپولیس و تیم ملی شد.
علی پروین، انگار کاپیتان به دنیا آمده بود وروز خداحافظی از فوتبال نیز به همه ثابت کرد کهفوتبال ایران دیگر کاپیتانی مانند او به چشمنخواهد دید. او برای آخرین بار بازوبند کاپیتانیرا در بازی پرسپولیس، دارایی در سال 1366(27 تیرماه) به بازو بست.
بعد از رفتن او، پرسپولیس، دیگر همچون او رابه خود ندید و البته فوتبال ایران نیز برای همیشهاز ستارهای در حد و اندازههای علی پروینمحروم شد.
برگ كوچكي از خاطرات علي پروين
-علی پروین سوم تیرماه 1325 در جنوبتهران و در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد وفرزند ششم خانواده در بین هشت فرزند بود. او ازعباس، منیژه، محمد و فاطمه کوچکتر و از اقدس ومجید بزرگتر بود.
-دردوران کودکی بسیار شیطان بود،طوریکه خدابیامرز مادرش میگفت: تمامبچههایم یک طرف، علی طرف دیگر، او از همهشیطانتر بود تا جایی که برادر و خواهرهایش در18 ماهگی شروع به راه رفتن کردند و علی در14 ماهگی...
-در محله عارف، بچههای محل به فوتبال،گاریسواری و هستهبازی خیلی علاقه داشتند.یک روز پروین 500 هسته برد، اما وقتی به خانهبرگشت، دید که مادرش همه آنها را دور ریختهاست و تا صبح گریه کرد.
-ده ساله بود که برادرش (حاج محمود)برایش یک دوچرخه مشکی رنگ لوکس خرید واو یک ساعت با آن لب جدول هنرنمایی کرد ودوستانش هم به او نگاه میکردند.
-او مانند هر فوتبالیستی مسیرهای ترقی راطی کرد و از "کیان" به تیم ملی رسید. در این تیمزیر نظر "منصور امیر آصفی" کار میکرد که به تیمملی دعوت شد. در سال 46; زمانی که بازیحساسی با تیم "شهربانی" داشت، توسط"رایکوف" به تیم ملی جوانان دعوت شد. آنزمان ناصر حجازی و ناصر عبداللهی هم ازهمبازیان او بودند.
او سپس از کیان به "پیمان" رفت، اما پیمان نیزپس از مدتی منحل شد. او میگوید: یک روز درخانه نشسته بودیم که همایون بهزادی و دکتربرومند به سراغم آمدند و به خاطر آنها باپرسپولیس قرارداد امضا کردم.
-علی الهی اولین مربی پروین بود که به خاطررفاقت با برادر بزرگتر پروین (عباس) خواست کهپروین در تیم "عارف" بازی کند. او آن زمان 15سال بیشتر نداشت.
-پروین میگوید: بهترین بازی عمرم بااسترالیا در پیکارهای مقدماتی جام جهانی1978 بود که در ورزشگاه آزادی برگزار شد وبازی، با پاس گل من (1 بر صفر) به سود ما تمام شد.
-در زمان کودکی توپ دوست خوبش بود،حتی در زمان خواب هم آن را از خودش جدانمیکرد. او حرکتهایی با توپ انجام میدادکهبسیار عجیب و غریب بود.
-کتانی چینی پروین شهره خاص و عام بود.او به آنها علاقه زیادی داشت. فقط کافی بودتوپ در گوشهای بیفتد و او با چرخشی سریع بهآن برسد.
-او در مدت بازیاش هیچ الگوی خاصیبرای خود در نظر نگرفته بود. زمانی که نوجوانبود، هیچ وقت نمیگفت دوست دارم فلانی شومیا... او میگفت: میخواهم خودم باشم; علیپروین.
-هرگاه او در اردو و یا مسافرت خارجی بود،مادرش برای او و دیگر بازیکنان تیم، "کتلت"درست میکرد. کتلتهای مادر بسیار خوشمزهبود.
-پروین میگوید: هنگامی که با تیم بهمسافرت خارجی میرفتیم، آنها پولهایشان را بهمن میسپردند تا نگه دارم و من هم از آنجا که اینکار مسئولیت سنگینی بود، پولها را داخل متکایممیگذاشتم و میخوابیدم...
-زمانی بود که تیم "کریستال پالاس" انگلیسخواهان او بود و مبلغ پیشنهادی آن زمان برایشماره 7 ایران، 500 هزار دلار بود. پدرشموافقت خود را اعلام کرد که علی به انگلیسبرود، اما مادر گفت: "تو هنوز بچهای، آنجا دیوانهمیشوی، نمیتوانی دوام بیاوری... در غربتروحیهات به هم میریزد و..." این شد که او ازرفتن به انگلیس منصرف شد.
-اولین اخراج پروین مربوط به زمانی استکه در بازیهای محلی در خیابان عارف بازیمیکرد. او در یک مسابقه حساس با تیم عارف بهمصاف تیم پیمان رفت. قضاوت این دیدار همبرعهده رضا غیاثی بود. او فکر کرد چون رضاغیاثی بچه محل اوست، با خشونت او مدارامیکند، اما زمانی که اولین حرکت خشن را انجامداد، توسط رفیق و هم محلیاش (رضا غیاثی) ازمیدان اخراج شد. حالا پس از سالها که آنهایکدیگر را میبینند، هنوز هم درباره آن اخراجحرف میزنند
علاقه پروین به فوتبال از همان سال های كودكی شكل گرفت به طوری كه علی كوچولو شبها توپ پلاستیكی اش را با خود به رختخواب می برد. علی ، كوچك بود كه خانواده اش به محله دولاب ( خیابان عارف) نقل مكان كرد. این جابجایی در افزایش علاقه او به فوتبال تاثیر بسزایی داشت زیرا محله دولاب به خاطر داشتن زمین های خاكی فراوان مثل زمین نادر ، زمین منبع ، زمین عارف و ... از قدیم پاتوق كوچك و بزرگ بود . علی در مهرماه1332 وارد دبستان شد و از مدرسه توحید ، تحصیل را آغاز كرد ولی عشق و علاقه او به فوتبال نمی گذاشت به درس و مشقش برسد . به همین علت از همان سال های اول در زمینه تحصیلی چندان موفق نبود.
پروین فوتبال را به طور جدی از دوازده سالگی و از زمین عارف واقع در خیابان17 شهریور و محلات شیوا و غیاثی آغاز كرد . اولین تیمی كه او به عضویت آن درآمد تیم عارف بود كه با همت و تلاش جعفر بیگی درست شده بود. پروین در این سال ها شاهد درخشش فوتبالیست های ایرانی مثل كوزه كنانی ، دهداری ، جدیكار ، برومند و ... در عرصه بازی های داخلی و خارجی بود و همیشه بازی های دو تیم پرطرفدار شاهین و تاج را پیگیری می كرد.
روز پنجم خرداد 1337 برای این نوجوان فوتبالدوست یك روز تلخ و فراموش نشدنی بود زیرا تیم ملی فوتبال ایران در بازی های آسیایی1964 توكیو با4 گل به تیم رژیم اشغالگر قدس ( اسرائیل ) باخت . پروین بسیار ناراحت و غمگین بود و آرزو می كرد ای كاش ! روزی برسد كه من پیراهن تیم ملی را بر تن كنم كه اگر این طور شود بهترین بازی را انجام می دهم و حتی جانم را فدای تیم كشورم كنم . یك سال بعد (1338 ) او در امجدیه حاضر بود تا فینال یك حذفی تهران بین دو تیم شاهین و استقلال را تماشا كند . ( بازی2-2 مساوی شد و چند روز بعد دوباره تكرار شد).
آغاز فوتبال باشگاهی عضویت در باشگاه كیان
پروین كلاس دهم بود كه به تیم البرز كه در واقع تیم دسته دوم باشگاه كیان بود – پیوست ، تیمی كه توسط علی الهی و داود معروف اداره می شد . درخشش او و بازی های قابل قبولش باعث شد تا در سال1334 به تیم كیان – كه آن زمان منصور امیرآصفی را به عنوان مربی و بازیكنانی نظیر پرویز قلیچ خانی ، گودرز حبیبی و عزت جانملكی را در اختیار داشت- بپیوندد. وی دو سال در باشگاه كیان عضویت داشت .
حضور در تیم ملی جوانان
پروین در این زمان به تیم ملی جوانان دعوت شد و این تیم را در مسابقات1966 فیلیپین همراهی كرد و تا مرحله" نهایی صعود كردند ولی در آن جا حذف شدند. پروین در این دوره بازی ها5 گل به تیم های ژاپن و سریلانكا زد.
حضور در باشگاه پیكان
پس از تشكیل باشگاه پیكان در سال1346 ، پروین به این تیم پیوست . وی در سال1347 مرد شماره یك تیمش بود و در سال48 علی رغم پیوستن بازیكنان بزرگی مثل همایون بهزادی كه از پرسپولیس به پیكان آمده بودند بازهم بهترین یار تیمش بود و موفق شد با گلهای خود و با كمك دیگر بازیكنان ، قهرمانی باشگاه های تهران را به ویترین باشگاه پیكان اضافه كند .
تیم پیكان در سال48 ، سه بازی دوستانه را به شرح زیر برگزاركرد:
"پیكان1- استوا بخارست رومانی صفر
"پیكان3- منتخب ایالات پاكستان1
"پیكان صفر – بانیك استراوا چكسلواكی2
در فروردین1349 پیكان با مربیگری آلن راجرز فاتح جام بین المللی دوستی شد و نتایج زیر را كسب كرد :
پیكان2- دمیراسپور تركیه1
"پیكان3- كریوا رومانی1
"پیكان2- ارتش مسكو شوروی3
بازی خوب پروین به همراه تیمش در برابر تیم های یاد شده موجب شد تا پیكان آوازه ای داشته باشد . همچنین این تیم در یك دیدار تداركاتی دو بر یك مغلوب تیم ملی امید استرالیا شد ( گل پیكان توسط پروین به ثمر رسید) .
سال1349 ، حضور در پرسپولیس و تیم ملی
در بیست وچهار سالگی توسط محمد بیاتی ( مربی وقت ) به تیم ملی دعوت شد و در روز15 شهریور1349 و در رقابت های جام عمران منطقه ای در مقابل تیم ملی پاكستان در نیمه دوم به جای علی جباری به میدان آمد و یكی از هفت گل ایران را نیز به ثمر رساند . وی دوازده روز بعد (27 شهریور ) برای اولین بار با پیراهن پرسپولیس به میدان آمد و این تیم را در مصاف با عقاب یاری داد.
در روز سوم مهرماه در دیدار دوستانه با استقلال (3-2 ) یكی از دو گل تیمش را زد و به همراه تیم پرسپولیس قهرمان تهران شد و به مسابقات لیگ منطقه ای راه یافت كه بازی های خود را در كرمان پیگیری كرد.
پرسپولیس پس از صعود از گروه اول ( زیر گروه ) در مرحله دوم با تیم های پاس و برق تهران و استقلال شیراز همگروه شد و به عنوان تیم دوم گروه خود به مصاف تیم اول گروه دیگر استقلال رفت و در حالی كه بازی تا دقیقه75 یك بر یك مساوی دنبال می شد ، قرمزها در اعتراض به نحوه قضاوت ، زمین بازی را ترك كردند! فدراسیون وقت نیز پرسپولیس را3 بر صفر بازنده اعلام كرد.
بازی جنجالی در برابر استقلال
یكشنبه1349/10/27– ورزشگاه امجدیه
نیمه نهایی لیگ ایران : پرسپولیس1- استقلال1 تا دقیقه75
بازیكنان پرسپولیس : عزیز اصلی – جعفر كاشانی – اكبر محمدی – مهراب شاهرخی – ابراهیم آشتیانی – علی پروین – فریدون معینی – اصغر ادیبی – رضا وطنخواه – حسین كلانی – همایون بهزادی ( كاپیتان )
مربی : حسین فكری
بازیكنان استقلال : فرهنگ بادكوبه – پرویز قلیچ خانی ( كاپیتان ) – مهدی لواسانی – جلال طالبی – مهدی حاج محمد – نصرالله عبدالهی – اكبر كارگر جم – علی جباری – كارو حق وردیان – جواد قراب ( عباس مژدهی ) – غلامحسین مظلومی ، مربی : رایكوف
سال1350– قهرمانی در لیگ و جام كورش
پروین در قالب تیم پرسپولیس ، قهرمانی در لیگ را تجربه و در این بازی ها6 بار گلزنی كرد . در این سالها پرسپولیس كه از نظر مادی در وضع خوبی بسر می برد در برابر باشگاه های خارجی بسیاری حاضر شد.
" پرسپولیس2- هامبورگ آلمان2
" پرسپولیس1- گوارانی برزیل صفر
گل : علی پروین
" پرسپولیس2- القادسیه كویت1
گلها : علی پروین
" پرسپولیس2- كروز یرو برزیل4
" پرسپولیس1- كریستال پالاس انگلستان5
" پرسپولیس1- كلودبن دانمارك1
" پرسپولیس1- ناسیونال اروگوئه صفر
" پرسپولیس1- اسلوبو یوگسلاوی صفر
در این سال پروین در دو دیدار پرسپولیس علیه استقلال به میدان رفت كه حاصل آن یك تساوی برای دو تیم و سك پیروزی4 بر 1 برای پرسپولیس بود .
در این سال رقابت های جام بین المللی كورش نیز برگزار شد و یا قهرمانی تیم ملی ایران خاتمه یافت .
سال1351 ، صعود به المپیك و حضور در جام جهانی كوچك
تیم ملی فوتبال ایران در این سال درگیر مسابقات مقدماتی المپیك1972 مونیخ بود و در پایان موفق شد مجوز حضور در المپیك را بدست آورد . یك هفته بعد از صعود به المپیك ، تیم ملی ایران عازم بازی های جام برزیل موسوم به جام جهانی كوچك شد و4 دیدار حساس رابرگزار كرد.
ایران1- ایرلند جنوبی2
ایران صفر – پرتغال3
ایران1- اكوادور1
ایران1- شیلی2
در شهریور1351 ، بازی های المپیك مونیخ برگزار شد و تیم ملی ایران با دو شكست سنگین در برابر مجارستان و دانمارك و یك پیروزی دلچسب در برابر برزیل در دور اول حذف شد . در بازی های مقدماتی و نهایی المپیك و همچنین جام برزیل ، علی پروین یكی از بازیكنان ثابت تیم بود كه در كنار قلیچ خانی ، قراب و صادقی ، خط میانی تیم ملی را تشكیل می دادند و به تناول بازیكنانی مثل مناجاتی ، جباری و حق وردیان در كنار آنها بازی می كردند . تركیب ثابت پرسپولیس در این سال عبارت بود از : طاووسی ، كاشانی ، وطنخواه ، آشتیانی ، شاهرخی ، معینی ، پروین ، ادیبی ، بهزادی ، كلانی ، ایرانپاك و خردبین
سال1352 ، قهرمانی در اولین جام تخت جمشید
در این سال بازیهای مقدماتی جام جهانی1974 آلمان برگزار شد و تیم ملی ایران كه در دور اول درخشان ظاهر شده بود در مصاف با قهرمان قاره اقیانوسیه ( استرالیا ) با بدشانسی مواجه شد و با مصدومیتهای ناشی از برگزاری دیدار دوستانه با زلاندنو كه چند روز قبل از دیدار با استرالیا انجام شده بود و اعمال نظرهای غیر مسئولانه ، عدم تدارك كافی و سیستم دفاعی و محافظه كارانه در برابر استرالیا شكست سنگینی را متحمل شد . یك هفته بعد در تهران ، ایران با دو گل استرالیا را مغلوب كرده ولی به خاطر گل زده كمتر ، از جام جهانی خداحافظی كرد. در این رقابتها پروین یكی از اعضای ثابت و كلیدی ایران بود.
سال52 اولین دوره جام تخت جمشید برگزار شد و تیم پرسپولیس در اوج قدرت خود با كسب37 امتیاز و بدون باخت و با داشتن بهترین خطوط دفاع و حمله قهرمان شد. نتیجه حیرت انگیز6 بر صفر این تیم در مقابل تاج تهران نیز در همین سال به وقوع پیوست. همچنین در این سال پرسپولیس در حالی كه از بازیكنان بزرگی سود می جست و پروین را در اوج می دید در چارچوب دیدارهای بی المللی و دوستانه به مصاف حریفان رفت .
" پرسپولیس1- چلسی انگلستان صفر
" پرسپولیس3- هندون انگلستان صفر
" پرسپولیس1- جوانان سائوپائولو صفر
سال 1353 ، قهرمانی در بازیهای آسیایی
در سال53 ، تیم پرسپولیس نایب قهرمان دومین دوره جام تخت جمشید شد . تركیب اصلی پرسپولیس در این سال عبارت بود از : مودت ، كاشانی ، الله وردی ، معینی ، وطنخواه ، سلیمانی ، پروین ، ادیبی ، ایرانپاك ، كلانی و حاج رحیمی پور ، در شهریور ماه همین سال بازیهای آسیایی1974در تهران برگزار شد و ایران با غلبه بر تیمهای پاكستان ، برمه و بحرین به مرحله1/8 نهایی صعود كرد و در آنجا اسیر خط دفاعی و بازی بسته تیم مالزی شد تا اینكه علی پروین با گل سرنوشت ساز خود راه صعود ایران را هموار كرد .
در مرحله بعدی نیز ایران با گذر از سد تیمهای كره جنوبی و عراق به فینال رسید و در نهایت با شكست رژیم اشغالگر قدس قهرمان آسیا شد . در روز29 آذر در دیدار با چكسلواكی ، پروین كه در این زمان28 ساله بود برای اولین بار بازوبند كاپیتانی تیم ملی را بر بازو بست.
سال1354 ، صعود به المپیك و قهرمانی در جام تخت جمشید
در این سال بازیهای مقدماتی المپیك1976 مونترال برگزار شد و تیم ایران با گذشتن از سد تیمهای چون عربستان ، عراق ، بحرین و كویت مجوز حضور در المپیك را اخذ كرد. در این رقابتها پروین كاپیتان تیم ملی بود . در این سال جام تخت جمشید نیز سومین دوره خود را انجام شده دید و تیم پرسپولیس با كسب42 امتیاز بالاتر از تیم هما قهرمان شد. تركیب اصلی پرسپولیس در سال54 : مودت – ذوالفقار نسب – آشتیانی – حاج رحیمی پور – پروین – دادكان – سلیمانی – ایرانپاك – فتاحی – ادیبی – دستجردی .
پروین ، دروازه شیاطین سرخ را گشود
پرسپولیس در سال54 در یك دیدار دوستانه به مصاف تیم مشهور منچستر یونایتد انگلستان رفت و با این تیم1-1 مساوی كرد . گل پرسپولیس توسط علی پروین به ثمر رسید .
سال1355 ، قهرمانی جام ملتها و حضور در المپیك
سال55، برای پروین ، سالی توام با افتخار بود . وی در این سال پس از خداحافظی ابراهیم آشتیانی ، رسماً كاپیتان پرسپولیس شد و به همراه این تیم عنوان نایب قهرمانی جام تخت جمشید را بدست آورد. تركیب اصلی پرسپولیس در این سال : مودت – دادكان – ذوالفقار نسب – فاطمی مقدم – ادیبی – پروین – حاج رحیمی پور – عزیزی – ایرانپاك – الله وردی – دستجردی .
در خرداد همان سال جام ملتهای آسیا (1976) در تهران پیگیری شد و ایران با برتری مقابل تیمهای عراق ، یمن و چین به فینال بازیها رسید كه در بازی نهایی ایران با ضربه آزاد تماشایی پروین ، سومین جام ملتهای آسیا را به طور متوالی از آن خود كرد. یك ماه پس از قهرمانی آسیا ، پروین به همراه تیم ملی عازم كانادا شد. تیم ملی ایران در المپیك1976 كانادا نتایج نسبتاً خوبی گرفت .
ایران1- كوبا صفر
ایران2- لهستان3
ایران1- شوروی2
پروین در برابر تیم قدرتمند لهستان – كه در آن دوره قهرمان بازیها شد – موفق شد گل اول ایران را به زیبایی هر چه تمامتر به ثمر برساند. در دیماه همان سال بازیهای مقدماتی جام جهانی آرژانتین شروع شد و تیم ایران در بازی اول به راحتی و با نتیجه3 بر صفر عربستان را مغلوب كرد. در بازی دوم (18 بهمن55) در حالی كه بازی گره خورده بود و تابلوی ورزشگاه آزادی نتیجه را صفر – صفر نشان می داد باز هم یك ضربه تماشایی از سوی پروین ، فریادرس تیم ملی شد.
همچنین در این سال تیمهای تاج و پرسپولیس دو بار در برابر هم قرار گرفتند كه هر دو بازی با نتیجه1-1 مساوی شد.
1355 – دیدار برگشت جام تخت جمشید
* استقلال 1- پرسولیس 1
گلها:هادی نراقی (24) برای استقلال و علی پروین (39) برای پرسپولیس
سال1356 ، صعود به جام جهانی
دراین سال تیم ملی ایران با مربیگری حشمت مهاجرانی و كاپیتانی علی پروین با عبور از سدحریفان آسیایی خود و برتری درمقابل استرالیا برای اولین باربه جام جهانی صعود كرد. در این سال پرسپولیس عنوان نایب قهرمانی لیگ سراسری را كسب كرد.
سال 1357 ، حضوردرجام جهانی آرژانتین
درخرداد ماه 57 ، تیم ملی ایران در رقابت های جام جهانی به میدان رفت ونتایج زیر را كسب كرد.
"ایران صفر- هلند3
"ایران – اسكاتلند1
"ایران1- پرو4
تركیب اصلی ایران در جام جهانی 1978 : ناصرحجازی، حسن نظری، حسین كازرانی،نصرا... عبدالهی، آندرانیك اسكندریان، علی پروین ( كاپیتان ) ، محمدصادقی، ایرج دانایی فرد، ابراهیم قاسم پور، غفور جهانی و حسن روشن.
همچنین در این سال ششمین دوره جام تخت جمشید تا هفته دوازدهم خود را سپری كرد اما به دلیل شرایط پذیرش انقلاب و اعلام مقررات حكومت نظامی ، برنامه بازیها در شهریور ماه به حالت تعلیق در آمد. این در حالی بود كه پرسپولیس دررده دوم جدول جای داشت.
سال 1358، خداحافظی از تیم ملی
در این سال تیم ملی ایران با تركیبی از بازیكنان جام جهانی رفته و تازه وارد ، به مربیگری حسن حبیبی به سنگاپور رفت تا برای كسب سهمیه المپیك 1980 مسكو مبارزه كند.
تیم ملی ایران صعود كرد ولی در واكنش به اشغال افغانستان توسط روسها ، المپییك مسكو از سوی ایران تحریم شد. علی پروین كه در تمامی دیدارهای مقدماتی كاپیتان ایران بود در بازی آخر مقابل سنگاپور ( 22/12/58 ) در حالی كه سی و سه ساله بودبرای همیشه از بازیگری در تیم ملی خداحافظی كرد.
سال 1359 ، ركود فوتبا ل
در این سال به علت وقوع جنگ تحمیلی ، فوتبال در كشورمان از رونق بالایی برخوردار
نبود، بازی های باشگاهی با استقبال كمی روبرو شد و تعدادی از بازیكنان نخبه جذب باشگاه های خارجی ( عربی ) شدند.
سال 1360 ، قهرمانی در جام وحدت
در این سال پرسپولیس در جام باشگاه های تهران و همچنین جام حذفی تهران به مقام نایب قهرمانی رسید و در یك دوره مسابقات بین المللی با عنوان جام وحدت كه با حضور هشت تیم برگزارشدبا غلبه بر تیمهای لیبی ، ارتش سوریه و ارتش الجزایر قهرمان این رقابتها شد.
در همین سال پس از كنار رفتن مهراب شاهرخی از مربیگری پرسپولیس ، پروین در حین بازیگری مربی تیم نیز شد . تركیب اصلی پرسپولیس در این سال عبارت بود از :پروین، سلطانی ، پنجعلی ، عباد زاده ، كاشی نژاد، عربشاهی، درخشان، مایلی كهن،كارگر و فتح آبادی.
سال 1361 ، آقای گلی پروین
در این سال پرسپولیس به مربیگری و كاپیتانی علی پروین در مسابقات باشگاه های تهران با قدرت و صلابت حاضر شد و با كسب 30 امتیاز مقام اولی را از آن خود كرد.
علی پروین با 37 سال سن و 15 گل زده در حضور گلزنان قهاری چون ناصر محمدخانی،
كامل انجینی ، چنگیز و حمید علیدوستی عنوان آقای گلی مسابقات را كسب كرد.
سال 1362 ، قهرمانی درجام حذفی تهران
دراین سال پرسپولیس مقام قهرمانی جام حذفی تهران را به دست آورد و در باشگاه های تهران پس از استقلال دوم شد.
سال 1363 ، تعطیلی مسابقات
در این سال مسابقات باشگاه های تهران كه با صدرنشینی استقلال وپرسپولیس دنبال می شد به علت آشوب تماشاگران نیمه كاره تمام شد و جالب این كه در پایان هفته ششم كه بازی ها قطع شد ، پروین با 40 سال سن و 9 گل زده پیشتاز گلزنان بود.
توضیح: از این تاریخ به بعد ، نام پرسپولیس به پیروزی تغییر یافت .
سال 1364 عدم موفقیت
در این سال بازی ها در دو گروه برگزا رشد وتیم پیروزی نتوانست از گروه خود صعود كند.
سال 1365 ، شكست استقلال و قهرمانی پیروزی
در این سال باشگاه های تهران در دو گروه به میدان رفتند كه تیم پیروزی در مرحله نهایی با شكست دادن تیمهای استقلال و شاهین قهرما ن شد . دربازی استقلال و پیروزی كه با 3گل به سود قرمزها خاتمه یافت علی پروین برای اولین بار درطی آن سالها در برابر استقلال حاضر نشد و بازوبند كاپیتانی را به محمد مایلی كهن داد و خودش فقط به عنوان مربی روی نیمكت حاضر شد . این اولین برد پیروزی در مقابل استقلال با مربیگری پروین بود.
سال 1366 ،خداحافظی از دنیای بازیگری
در این سال پیروزی برای دومین بار پیاپی موفق به قهرمانی درتهران شد. در جام حذفی ایران نیز با گذشتن از سد حریفانی چون گوشت اصفهان ، دارایی ، ملوان و.... اولین عنوان حذفی خودرا بدست آورد تا سال بعد نماینده ایران در جام باشگاه های آسیا باشد .تركیب اصلی پیروزی درسال66 : سلطانی- سید علی خانی - كارگر- نعیم آبادی – مایلی كهن – فنونی زاده- یوسفی- عربشاهی – پیوس- لرستانی- غلام برزگر.
در روز26تیر1366 پروین پس از 17 سال حضور مستمر در تیم پیروزی كفشهایش را آویخت و برای همیشه از دنیای بازیگری خداحافظی كرد.
سال1367 ، اولین نامهربانی با پروین
تیم پیروزی به واسطه قهرمانی در دوره قبلی جام حذفی نماینده ایران در جام باشگاه های آسیا شد. این تیم در گروه چهارم با نمایندگان كشورهای مالدیو سری لانكا و بنگلادش در یك گروه آسان قرا ر گرفت به طوری كه صعود بی درد سر این تیم از قبل مسجل می نمود . اما در اوایل اردیبهشت سال 67 در اردوی تداركاتی این تیم كه در شمال كشور بر پا شده بود سناریوی تلخی برای تیم پیروزی چیده شد: غیبت كوتاه پروین و چند بازیكن مطرح این تیم در اردو ، شایعه بركناری پروین را بر سر زبانها انداخت.این شایعه ابتدا از سوی بنیاد مستضعفان تكذیب شد. ( تیم پیروزی در آن سالها زیرنظرمستضعفان فعالیت می كرد) ولی این شایعات كم كم رنگ واقعیت به خود گرفتند و باشگاه بر كناری علی پروین را به علت عدم رعایت تشكیلات و ضوابط باشگاه و همچنین اهمال و سستی در انجام وظایفش اعلام كرد. پس از بركناری پروین ، اختلافات در جمع بازیكنان بالا گرفت و عملاً این تیم به دو گروه تقسیم شد. بازیكنان موافق با بركناری پروین زیرنظر ولی صالح نیا تمرینات خود را پیگیری می كردند تا عازم بنگلادش شوند. اما این پایان كار نبود زیرا در آخرین بازی داخلی تیم پیروزی قبل از سفر( بازی با بانك ملی ) حوادث تلخی درورزشگاه به وقوع پیوست كه بازی را تحت الشعاع خود قرار داد. طرفداران پیروزی در ضمن حمایت از پروین، علیه مربیان جدید و بازیكنان مخالف پروین شعارهای ناپسندی را سر دادند و در چنین شرایطی ، تیم پیروزی بدون روحیه لازم در روز 21 خرداد عازم بنگلادش شد.
تیم پیروزی پس از غلبه بر تیم ساندرزسری لانكا برای سر گروهی به مصاف میزبان ( بنگلادش ) رفت ، تیمی كه ناصر حجازی را به عنوان سر مربی ، بیژن طاهری و رضا نعلچگر را به عنوان بازیكن در خدمت خود داشت ، با این كه بازی با یك گل به سود پیروزی در جریان بود اماحریف به دو گل دست یافت تا تیم پیروزی دست خالی به تهران مراجعه كند . این ضعیف ترین نتیجه تاریخ فوتبال باشگاهی ایران در سطح آسیا بود .
پیروزی قبل از سفر به بنگلادش و در همین تهران ضربه اساسی را از اطرافیان و مغرضان خورد ! پس از بازگشت از بنگلادش و با وساطت برخی از دست اندركاران ، پروین بار دیگر به خانه اصلی اش بازگشت و تیم پیروزی در روز جشن بازگشتنش ( 10تیر 67 ) با 3 گل تیم پاس را مغلوب كرد .